ابراهیم دیالم

گوهری که از صدف کون و مکان بیرون بود / طلب از گمشدگان طلب دریا می کرد

ابراهیم دیالم

گوهری که از صدف کون و مکان بیرون بود / طلب از گمشدگان طلب دریا می کرد

محسن عطایی، عکاس این عکس به‌یادماندنی در شب انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ می‌گفت: «وقتی این عکس رو می‌گرفتم، به‌طرف گفتم: اطمینان داری که میشه هزار تومن؟ گفت: به جان زنم میاد زیر هزار تومن!» (حساب توئیتر محسن عطایی)

 

ارزش پول شوروی و بلایی که بر سر آن آوردند بسیار عبرت‌آموز است!

 

وقتی مدیران غربگرا و دو تابعیتی (مانند گورباچف و بعدتر یلتسین) در تاروپود حکومت شوروی حتی در بین مدیران ارشد آن کشور نفوذ داده شدند، به‌مرور شرایط برای اجرای یکی از خطرناک‌ترین پروژه‌ها یعنی سقوط ارزش پول ملی مهیا شد.

با تصمیمات و مدیریت اقتصادی که توسط این تیپ مدیران اِعمال شد ارزش پول ملی شوروی به‌شدت کاهش یافت، به‌طوری‌که اگر در گذشته یک دلار معادل یک روبل بود، کار به‌جایی رسید که ۱ دلار معادل ۴۰ هزار روبل شد!

با این ضربه وحشتناک به اقتصاد شوروی توسط مدیران مذکور، ثروت مردم جامعه ۴۰ برابر کاهش پیدا کرد! و مردم در فقر غیرقابل وصفی فروبرده شدند و زمینه برای طغیان مردم و آشوب در این کشور ایجاد شد.

 

اوایل قرن 20 انقلابی در روسیه به رهبری لنین با سلب قدرت از سلطنت توسط کمونیست‌ها رخ داد که آرمان آن‌ها رفاه یکسان برای همه اقشار مخصوصاً طبقه کارگر و مستضعف و نابودی سرمایه‌داری بود. این آرمان طی 50 سال قلمرویی به وسعت دو برابر اروپا را فراگرفت که اتحاد جماهیر شوروی نام داشت. مردم شوروی خانه‌های شبیه به هم و قوطی‌کبریتی داشتند، اما رایگان و برابر. بهداشت و درمان رایگان هم بود؛ اما رسانه‌ها همیشه سبک زندگی مردم شوروی را با آمریکا مقایسه می‌کردند. درحالی‌که در شوروی فقط خاویار پیدا نمی‌شد تلویزیون‌های آمریکا بر صف‌های طولانی غذا تمرکز می‌کردند. پس حالا که داشته‌های مردم کافی بود. باید خواسته‌های آن‌ها را افزایش می‌دادند. تجهیز رادیوها و مبارزه با پارازیت آغاز شد. کمک‌های آمریکا به دشمنان شوروی، خانه‌های رایگان در شوروی، صادرات لادا به چندین کشور، در رسانه‌ها بازگو نمی‌شد. مقامات شوروی باور داشتند که غرب علیه آن‌ها تهاجم فرهنگی انجام داده است. حتی راه روهای دختران و پسران در دانشگاه با دیوار کشیدن تفکیک‌شده بود. در این فشار کنسرت چارلز روید در شوروی رو به لغو شدن می‌رود ولی اجرا می‌شود؛ اما این تمام ماجرا نبود... پس از مرگ استالین، دو تفکر سیاسی در شوروی وجود داشت: یکی کمونیست‌های تندرو که معتقد به ایستادگی بر دشمنی با آمریکا بودند؛ دیگری رفورمیست های اصلاح‌طلب طرفدار ارتباط با دنیا و بستن با کدخدا (همان آمریکا!) چرنِنْکو رئیس دولت شوروی نیز فوت می‌کند. گورباچف جایگزین او می‌شود. رهبری متفاوت! کسی که در مجلس رقص دانشجویی عاشق همسرش شد. بدون اطلاع خانواده همسرش با او ازدواج کرد! در تمام دیدارهای رسمی با همسرش حضور می‌یافت. گورباچف اعتقاد دارد عامل گرداندن چرخ زندگی مردم و کلید قفل اقتصاد جایی بیرون از مرزهای کشورش است. باید سرمایهٔ خارجی بیاید تا مشکل مردم حل شود... او باور داشت اگر آمریکا به شوروی نزدیک شود، اروپایی‌ها هم همین کار را می‌کنند. هر چه باشد آمریکا کدخدای دنیاست! اصلاً آمریکا و اروپا کل دنیاست!

در شرایطی که:

·         ریگان دستور می‌دهد تولید سلاح آمریکا افزایش یابد

·          40% از دیپلمات‌های شوروی را به اتهام جاسوسی دستگیر می‌کند.

·         آمریکا به لیبی شریک شوروی حمله می‌کند. زیردریایی‌های اتمی را به سواحل کریمه می‌فرستد.

·         پروژه جنگ ستارگان که بعدها معلوم شد یک داستان تخیلی بیش نیست! بیشتر دنبال می‌شود.

·         آمریکا به همدستانش علیه شوروی موشک زمین به هوا می‌دهد.

·         یک روز مانده به موعد ممنوعیت آزمایش سلاح هسته‌ای یک آزمایش اتمی انجام می‌دهد.

 

ریگان نامه‌ای به گورباچف می‌دهد و او را دعوت به مذاکره می‌کند. نتیجهٔ مذاکره با دنیا، (منظورم همان آمریکاست!) این بود که ریگان می‌گوید: متأسفم! (همه‌چیز لغو) (همان تقریباً هیچ خودمان!) اما گورباچف نظر دیگری دارد. گورباچف می‌گوید: «من به این نتیجه رسیدم که توافق ممکن است! من نسبت به نتایج فعلی مطمئن نیستم.» پس از مذاکره برخلاف روند سازنده مذاکرات حملات لفظی به شوروی به‌شدت افزوده می‌شود:

·         ریگان: «جناب دبیر کل گورباچف اگر به دنبال صلح هستید، اگر به دنبال رونق اقتصادی برای مردم شوروی و اروپای شرقی هستید، اگر به دنبال آزادی هستید به این گذرگاه بیایید ... این دیوار (برلین) را تخریب کنید!»

·         مارگارت تاچر: «عناصر سنتی قدرت شوروی شامل قدرت نظامی، سرکوب و پروپاگاندا، مانند همیشه به‌شدت دنبال می‌شوند.»

 

کمونیست‌ها فشار را بر ادوارد شوارتنادزه بیشتر می‌کنند. اصلاح‌طلب‌ها مشکل را در سرعت پایین اجرای درخواست‌های آمریکا می‌دانند!

اوضاع جدایی‌طلبی‌ها خیلی خراب شده است! و بوریس یلتسین در مقابل حاکم بی کشور همان لقبی که مجلهٔ تایم به گورباچف داده بود قیام می‌کند. همان جمله‌ای که روزی او را مرد سال و دهه انتخاب کرده بود. نهایت در زمستان 1991 گورباچف برای همیشه از تاریخ سیاست خداحافظی می‌کند.

 

بدین ترتیب با اجرای طرح‌های لیبرالیستی توسط مدیران نفوذ داده‌شده و اخلال در سیستم اقتصادی شوروی (همچنین عدم برخورد با مفسدین اقتصادی و نیز مدیران خرابکار)، چنان معیشت مردم در تنگنا قرار گرفت که چاره‌ای جز شورش نیافتند و بدین ترتیب یکی از مهم‌ترین گام‌های مدنظر دولت ریگان -اولین بازیگری که رئیس‌جمهور آمریکا شده بود! با همراهی پنهانی مارگارت تاچر -تنها نخست‌وزیر انگلستان که دوستی و علاقه او با گورباچف مشهور است! و فهد -که قیمت نفت به یک‌سوم کاهش یافت چون عربستان تولید نفت را بی‌سابقه افزایش داد. 18 میلیارد دلار ضرر اقتصادی شوروی رخ داد! درجهت ازهم پاشیدن شوروی برداشته شد. درنهایت زمانی که ریگان جای خود را به معاون اش می‌داد؛ گورباچف جای خود را به مخالف سرسختش یلتسین می‌داد؛ کسی که:

·         سه وزیرش را رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب کرد.

·         بیش از 50 مشاور آمریکایی به همراه خود داشت.

·         مهم‌ترین آن‌ها استراتژی شوک‌درمانی را پیشنهاد می‌کند.

.

ظرف یک سال درآمد به یک‌سوم کاهش می‌یابد. فحشا گسترش می‌یابد. ولی غرب از یلتسین حمایت می‌کند. تا سال 1998، 80% از مزارع روسیه ورشکست و 7000 کارخانه بسته می‌شود. وضع اروپای شرفی و جداشده از شوروی از این هم بدتر است تا جایی که خیابان‌های اروپا پر می‌شود از دختران مهاجری که برای تن‌فروشی و تجارت ناتاشا آمده‌اند. تعداد افرادی که در فر زندگی می‌کنند 72 میلیون افزایش می‌یابند. درنهایت یک روز قبل از اینکه هزاره دوم به پایان برسد، به کار خود پایان می‌یابد؛ و این آخرین کلمات او بود: من می‌خواهم از شما معذرت‌خواهی کنم که بسیاری از آرزوهای ما محقق نشد؛ از این‌که چیزی که ما ساده می‌انگاشتیم به‌شدت دشوار بود. " 

 

درنهایت مردم روسیه که روزی شوروی بود، به قماری که با گورباچف آغاز کردند، پایان دادند. ولی چه کسی زندگی را برای دختران جوان روسی که برای نان شب تن در اروپای غربی فروشی کردند بازخواهد گرداند؟

۹۶/۶/۱۷

نظرات  (۱)

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۳۹ خانم جولی لیپن
به نظر شما باید چکار کرد سرِ مردم رو از آخورِ دروغ های رسانه های ملعون اصلاح طلب و شبکه های ماهواره ای و کانال ها و خبر های دروغ تلگرامی درآورد؟؟؟؟
پاسخ:
آن چنان که می یابم،
لاجرم باید تاریخ اندیشه را مطالعه کرد، خاصّه اندیشه معاصر ایران.
به نظر می رسد چاره ای جز فرار از اطلاعات آنی (immediate information) (همان مواردی که فرمودید،) وجود ندارد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.