ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

معرفی کتاب:

"مردی در تبعید ابدی: براساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی، صدرالمتالهین"

(نادر ابراهیمی)

به مناسبت اول خرداد سال روز بزرگداشت حضرت ملاصدرا (ره)

در صدر محبتت نشاندیم / زان پیش که حرف لا نبودست

حکایتِ غریق شیفته ی غرق و ناجی خشکی روح می کنم . او مجموعه‌ی در هم تنیده و به وحدت رسیده‌ی چند عنصر گرانبهاست ؛ تحقیق و تأمّل برهانی ، و ذوق و مکاشفه‌ی عرفانی ، و تعبّد و تدیّن و زهد و انس با کتاب و سنّت ؛ فاخرترین عناصر معرفت یعنی عقل منطقی ، و شهود عرفانی ، و وحی قرآنی ؛ ملاصدرا مجموعِ پریشانی ست . فلسفه‌ی صدرایی که خود بحق حکمت متعالیه نامید فوران عقل است و غلیان عشق .

" مردی در تبعید ابدی " سیر تکوینیِ اندیشه‌ها و تفکرات عرفانی فلسفی صدرالمتالهین است به قلم شادروان نادر ابراهیمی – که خدایش رحمت کند ! – این ، کتابی درخور ، روایت غیر خطی داستان گونه ، که در طی خط اصلی ، با بازگویی (Flashback) هایی نامنظم از صحنه های کشاکش تصویر پر حادثه در شرح ماجرای زندگانی صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی ست .

نمایش اختلافات پدر و پسر از ایام نوجوانی ، از همان ابتدا صدرای تیززبان و سرگران را به تصویر می‌کشد. آری! "مرز میان شجاعت و وقاحت بسیار باریک است."

ملای جوان با سه تن ازبزرگان زمان خویش ملازمت داشته و از این مقام شاگردی به خود می‌بالد . به ترتیب علاقه وی بدانها عبارتند از : میرداماد (میرمحمد باقر استرآبادی) ، قاضی‌القضات شیخ بهائی (شیخ بهاءالدین عاملی) و ابوالقاسم میرفندرسکی . همچنین «فیاض لاهیجی» و «علامه فیض کاشانی» دو تن از شاگردان نامور اویند . هر دو داماد ملاصدرا شدند و مکتب او را ترویج کردند .

زود بود که سخنان بدیع و بدعت‌نما ، در معرض اتهام کج‌اندیشان و ظاهربینان روزگار خود قرار گیرد و با وجود حمایت سه استاد عالیقدر خود ، در نهایت از جانب شاه‌عباس اول ، مهر تبعید بر پیشانی و طلعت روشن او حک شود . تبعیدی خداخواسته که در نهایت به باروری و شکل‌گیری حکمت متعالیه و تالیف کتاب‌های گرانقدری چون اسفار اربعه می‌انجامد . ابراهیمی از زبان ملا می گوید تبعید ناظر به کدام منظور است . ملا خود را از خویشتنِ خویش و به اختیار خود را تبعید کرده است . "غربت در قربت سرنوشت محتوم رهپویان طریق وصل است ." چنان که فرمود: "کن فی الناس و لا تکن معهم ." "من در میان جمع و دلم جای دیگر است ."

او معتقد است تقلید به صورت نادانسته مجاز نیست هر مسلمان باید به تحقیق در علوم دینی و الهیات بپردازد و اگر بعد از مطالعه به جواب دست نیافت مجاز به انتخاب مرجع تقلید است . "چون مُقَلِّدِ مغلوب تقلید را هم بی قدر می کند . " او می گفت خدا در همه انسان ها و آفریده ها وجود دارد . "بسیط من جمیع الجهات واجد تمام کمالات وجودی است و هیچ وجودی به کمال وجودی خود از آن خارج نیست ." یکی از سوالات جنجال برانگیز او این بود که چرا عدل جز اصول دین است ؟ چرا تنها یکی از صفات خدا را اصل نموده ایم و ... ظاهراً بسیار گفته اند: "اهل نگاه کردن به دختران و زنان در کوی و برزن است و چنین و چنان ..."

روایت "یک عاشقانه ی آرام" از صدرالمتالهین و نمایش اتحادی از عقل و عشق در مکالمات ملا با همسرش هم از ابتکارات است . "زن در آینه ی جمال و جلال" به روایت نادر ابراهیمی چنان جامه پر نقش و نگاری به تن می کند که هر زن وسوسه ی به تن داشتن آن را در سر خواهد پروراند ؛ اما آه و صد آه از زنانگی ای که کارِ خانه را از او گرفته اند و به کارخانه بردند و گفتند : شاد باش ! تو اکنون برابری !

از معدود و محدود نقاط ضعف این روایت ، شهید شدن بعد فلسفی شخصیت ذوابعاد و جامع الاطراف حضرت ملاصدرا و کفایت به حکایت از "حکمت متعالیه" و چند نظریه ی از جمله "اصالت وجود" و "حرکت جوهری" ست . اگر چه جملات معترضه و کلمات قصار در جایجای کتاب دلنشین ست و روحنواز لکن ، نظر به اندک دانستهای که از زندگانی حضرت ملاصدرا (ره) می دانیم ، شاید بتوان چنین پنداشت "مردی در تبعید ابدی" و قهرمان خویش را نادر ابراهیمی به "مردی در تبعید ادبی" تقلیل داده است . چرا که پر واضح است نویسنده کما هو حقه نتوانسته ابعاد وسیع فکری قهرمانش را ، بلکه تصور خویش را از او ، تصویر کند . از سوی دیگر ابعاد وجود ذوابعاد ملاصدرا در وادی ادبیات ، تفسیر ، حدیث ، عرفان ، اخلاق و منطق چنان که باید و شاید مغفول مانده است و حتی به اشاراتی هم در این روایت جای ندارند .

بیشترین بار پیشبردی رمان بر دوش دیالوگ‌های بعضاً طولانی رمان است که نویسنده به عمد برای بازنمایی اندیشه‌های ذهنی شخصیت مرکزی رمان صدر المتألهین از آن بهره جسته است . این افراط در استفاده از مکالمات طولانی خاصه در مکالمه ی ملا با شمسا در دیدار اول و شرح حقیقت حق در مناظرات ملا ، مستوجب ملال خواننده ی این روایت خواهد بود ؛ نیز در فصل«عاشق دریا به جانب عرق» مشروح نظرات ملاصدراشیرازی در مباحثه با یکی از استادان گمنام روزگار خود به صورت دیالگی طولانی در هفت صفحه آمده است. لکن حق همان است که میرشکاک گفته ست : اگر کسی از جان فراتر رود ، در عبارت جای نمی‌گیرد . و این عذرِ مقبول طبع مردم صاحب نظر شود .

حق آن است که حضرت ملاصدرا (ره) در سه صده ی اخیر دامنه ی تاثیر خود را در وادی فلسفه و برهانی کردن عرفان چنان گسترانده که بزرگان و ناماوران تفکر خواسته یا ناخواسته ، دانسته و ندانسته در کمند تاثیر اویند ؛ شاهدی بر این مداعاست که امام روح الله روحی فداه در مصاحبهی محمد حسنین هیکل درباره علل شکل گیری انقلاب در پاسخ به پرسش که دستگاه فکری-فلسفی شما برای ظهور انقلاب در این تاریخ و اینکه «چه شخصیت یا شخصیت‌هایى- در تاریخ اسلامى یا غیر اسلامى- غیر از رسول اکرم (ص) و امام على (ع) شما را تحت تأثیر قرار داده است و روى شما مؤثر بوده است؟ و چه کتابهایى- بجز قرآن- در شما اثر گذاشته است؟» می‌‌فرماید: «احتیاج به تأمل دارد. شاید بتوان گفت در فلسفه: ملا صدرا، از کتب اخبار: کافى، از فقه: جواهر.»

دریافت کتاب:

"مردی در تبعید ابدی: براساس داستان زندگی ملاصدرای شیرازی، صدرالمتالهین"

(نادر ابراهیمی)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۱

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی