ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی



صخرة عنترة

صورة حدیثة لصخرة فی منطقة الجواء، السعودیة

حیث یقال بأن عنتر کان یقابل حبیبته عبلة



وَلَقَد ذَکَرتُک وَالرماحُ نواهل

تو را یاد آوردم؛ آن‌گاه که نیزه‌ها، از خون من سیراب بودند

مِنّی و بیض الهند تَقطُرُ مِن دَمی

 و از شمشیرهای هندی، خون من می‌چکید.


فـَوَدُدت تقبیل السُیوُف لَانَها

سپس خواستم شمشیرها را ببوسم،

لمعت کبارق ثغرک المتبسم

 چراکه می‌درخشیدند، همچون دندان‌های سفید تو، آن‌گاه که می‌خندی.



عنترة بن شداد بن قراد العبسی

(525م - 608م)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۹

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی