ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۸ ق.ظ

غنایِ تنوعِ فرهنگی ِ ایران

ایرانیِ کُردِ مسلمانِ سنّیِ سنندجی یا مریوانی که برای استدلالِ اخلاقی‌اش از نهج البلاغه مثال می‌آورد...

بانویِ ایرانیِ مسلمانِ شیعیِ اصفهانیِ فارسِ الویجه ای که همسرش از اهالیِ ترکِ آذربایجانِ سرافراز است...

 مردِ ایرانیِ مسیحی‌ای که برای دفاع از سرزمین‌اش شهید می شود، یا برایِ تیمِ ملی‌اش گل می زند...

بانویِ محترمِ کلیمیِ تهرانی، که به همراه هم وطنانِ زرتشتیِ ایرانی‌اش برای تشییعِ شهدایِ غواص شرکت می کنند...

بانویِ ایرانیِ ساکنِ آمریکا که اصرار دارد هم زبانِ فارسی و هم زبان قومی‌اش را به فرزندش بیاموزد، و هر سال عیدِ نوروز را بر قالیِ کرمان یا میزی که ترمه‌یِ اصفهان آن را پوشانده پهن می‌کند...

لحظه‌یِ تحویلِ سال تفالی به حافظ می زند و قرآن می خواند؛ جوانِ جمیِ بوشهری که با نغمه های تار و سه تار و گیتار  و نی انبان هر سه  بر سر ذوق است، و زمان بازی فوتبال پارس جنوبیِ جم یا تیمِ ملیِ ایران در هر دو سر از پا نمی شناسد، هم او به اندازه ای از نیمار ناراحت است که نگو! که چرا تیم محبوب اش، بارسلونا را به خاطر پول ترک کرده است...

جوانِ اهلِ حقِ کرمانشاهیِ سرپل ذهابی، که عاشق فاطمه دخترِ سنی مذهبِ همسایه شده است...

بختیاریِ مسجد سلیمانی که مسحورِ  موسیقیِ محلیِ مسعود بختیاری است، همچنانکه  نوایِ عاشقانه یِ محسنِ یگانه را دوست دارد، ترانه های کریستی برگ همچون "شبِ بارانی در پاریس" گوش می کند، از فیلمِ مادرِ علیِ حاتمی و "بر باد رفته" ویکتور فلمینگ خاطره دارد...


بلوچ‌ستانی، آذری، گیلکی، مازندرانی، لکی، باصری، تالشی، تادی، بختیاری، عرب، لر، ترکمن، گرجی، قشقایی، شاهسون، افشار، قاجار، بیات و ... لباس هایِ زیبایِ محلی، آداب و رسوم و زبان و گویش های متنوع محلی  دارند و بر غنایِ تنوعِ فرهنگی ِ ایران می افزایند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۴

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی