ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ب.ظ

شب خرداد (سهراب سپهری)

.

.

شب خرداد
به آرامی یک مرثیه
از روی سر ثانیه ها می گذرد 
.
بوی هجرت می آید
بالش من پر آواز پر چلچله هاست‌
.
صبح خواهد شد 
و به این کاسه آب 
آسمان هجرت خواهد کرد
.
باید امشب بروم‌
باید امشب چمدانی را 
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم 
و به سمتی بروم
.
.
.
بیست و یکمین شعر از دفتر
«حجم سبز»
سهراب سپهری
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۳۱

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی