ابراهیم دیالم

گوهری که از صدف کون و مکان بیرون بود / طلب از گمشدگان طلب دریا می کرد

ابراهیم دیالم

گوهری که از صدف کون و مکان بیرون بود / طلب از گمشدگان طلب دریا می کرد

نفس نامتناهی طلب می‌کند؛ ولی این «داشتن» عالم (از ثروت و شهوت و شهرت)، متناهی ست. شاهین ترازوی تناسب این «طلب نامتناهی» و مطلوب‌های متناهی کدام است؟

«بودن یا داشتن»؟ مساله این است![1] انسان یک «بودن» است و یک «داشتن».[2] انسان می‌گوید: «من هستم.» (to be) همچنین می‌گوید: «من دارم.» (to have) اگر نبود، داشتن معنی نداشت؛ و چون دارد، هست. انسان همان طور که «بودن» بیش‌تر می «طلب» ـد، «مطلوب» بیش‌تر می «طلب» ـد. حدِّ یقف و ایستایی ندارد. این وجه برتری انسان نسبت به مَلَک و فَلَک است. چرا که فرشتگان ثابتند؛ منهم الرُّکَّع و منهم السُّجَّد. «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ».[3] انسان است که: «یبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیامًا».[4] این وجه برتری «طلب» است که «مطلوب» در او مستَتِرّ است.

مولانایِ بلخی:

هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم

عطار در چهلم مصیبت نامه خویش می‌گوید «پیر حقیقی» و «خضر باطن»، «جانِ خودِ» است.

حضرتِ حافظِ جان:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد / وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

این بیشتر گویای اویسی بودن عطار است.

حضرتِ حافظِ جان:

سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست

اویس طائی قرنی با وجود عدم توفیق زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله، از باطن حضرت راهنمایی شد. آن زمان که یکی از اصحابِ در رکاب پیامبر از اویس می‌پرسد: «تو که هیچ گاه در خدمت پیامبر نبوده‌ای، این همه صحبت پر سوز و گداز از پیامبر چیست؟» اویس می‌پرسد: «توای که مدعی هم دستی و هم داستانی با پیامبری بگو که کدام دندان پیامبر در تبوک شکست؟» چون آن صحابی حیران می‌ماند، اویس دندانش را که به واسطهٔ اتحاد جسمانی با پیامبر هم زمان با شکستن دندان پیامبر شکست را نشان می‌دهد؛ و چه پاسخ دندان شکنی بود! «فَبُهِتَ الَّذِی کفَرَ»![5]

مولانایِ بلخی:

نیست محبوب از محب خود جدا / ردِّ پیغمبر بود ردِّ خدا

تیغ بر دستان مجنون می‌رود / از دل لیلی چرا خون می‌چکد؟

سنگ بر دندان پیغمبر زدند / چون خورد بر او و آن که در یمن؟

۹۷/۰۵/۰۲


[1] اشاره به جمله‌ای معروف از نمایش‌نامه هملت، پرده سوم؛ اثری از ویلیام شکسپیر.

[2] اشاره به عبارت معروفِ «آدم یک بودن است و انسان یک شدن.»

[3] قرآن کریم، ﴿الصافات: ۱۶۴﴾

[4] قرآن کریم، ﴿الفرقان: ۶۴﴾

[5] قرآن کریم، ﴿البقرة: ۲۵۸﴾

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.