ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

۸ مطلب با موضوع «یکی طامات می بافد (جستارها)» ثبت شده است


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله و الصلات علی رسول الله و علی آله الطاهرین المعصومین.


به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حُسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت ِ حقگزار ما نرسد

هزار نقش بر آمد ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری ِ نقش ِ نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکۀ صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافلۀ عمر کانچنان رفتند

که گَردشان به هوای دیار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصۀ او

به سمع ِ پادشه کامکار ما نرسد

 

بهترین فاتحۀ سخن ، در بزرگداشت این عزیز ِ همیشگی ِ ملت ِ ایران و گوهر یکدانۀ فرهنگ فارسی ، سخنی از خود او بود که این غزل به عنوان ابراز ِ ارادتی به خواجۀ شیراز ، بزرگ شاعر ِ تمامی ِ قرون و اعصار ، در حضور شما عزیزان ، برادران و خواهران و میهمانان ِ گرامی خوانده شد .


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۷:۳۹



صخرة عنترة

صورة حدیثة لصخرة فی منطقة الجواء، السعودیة

حیث یقال بأن عنتر کان یقابل حبیبته عبلة



وَلَقَد ذَکَرتُک وَالرماحُ نواهل

تو را یاد آوردم؛ آن‌گاه که نیزه‌ها، از خون من سیراب بودند

مِنّی و بیض الهند تَقطُرُ مِن دَمی

 و از شمشیرهای هندی، خون من می‌چکید.


فـَوَدُدت تقبیل السُیوُف لَانَها

سپس خواستم شمشیرها را ببوسم،

لمعت کبارق ثغرک المتبسم

 چراکه می‌درخشیدند، همچون دندان‌های سفید تو، آن‌گاه که می‌خندی.



عنترة بن شداد بن قراد العبسی

(525م - 608م)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۶ ، ۰۲:۴۸

خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر

هر کسی بالا کند با نیت دیدار سر


هر زمان یک جور باید عشق را ابراز کرد

چون تو که هر بار دل می‌دادی و این بار سر


عشق! آری عشق وقتی سر بگیرد، می‌رود

بر سر دروازه‌ها سر، بر سر بازار سر


ای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دست

تا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سر


کاشف‌الاسرار می‌خواهد گره‌گیسوی عشق

خوش به هم پیچیده است این رشته بسیار سر


لیلةالقدر است این افتاده در گودال، ماه

مطلع‌الفجر است این برکرده از نیزار سر


در مسیر وصل سر از پا اگر نشناختی

می‌کند پندار پا تا می‌کند رفتار سر


حاصل مرگ گل سرخ است عطر ماندگار

پس ملالی نیست از گل می‌بُرد عطار سر


شمع بی سر زنده می‌ماند که من باور کنم

روی دوش مرد گاهی می‌شود سربار سر


جای دارد صبح بگذارند نام شام را

چون که دیگر می‌شود خورشیدِ شامِ تار، سر


چون طلب کرده‌ست از اهل وفا دلدار دل

در طبق با عشق اهدا می‌کند سردار سر


دل به یک دست تو دادم سر به دست دیگرت

زیر سر بگذار دل یا زیر پا بگذار سر


العطش گفتی ولی آب از سر دنیا گذشت

یک نفس آخر کشیدی جام را انگار سر


زندگی یعنی عبادت، زندگی یعنی نماز

مرگ یعنی والسلام از سجده‌ات بردار سر


آسمان! از ماه بالاتر نبر خورشید را

نیزه را پایین بیاور، نیست یار از یار سر



شعر خوانی آقای محمد زارعی

دیدار شاعران ۹۶


رهبر انقلاب: آن بیت عطار را بخوانید... یک «اگر» یا «گر» کم دارد.

محمد زارعی: به دیده‌ی منت!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۵:۴۵

مریز آبروی سرازیر ما را
به ما بازده نان و انجیر ما را

 

خدایا اگر دستبند تجمّل
نمی‌بست دست کمانگیر ما را

 

کسی تا قیامت نمی‌کرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را

 

ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را

 

ولی خسته بودیم و می‌برد توفان
تمام شکوه اساطیر ما را

 

طلا را که مس کرد، دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را


محمد کاظم کاظمی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۵:۱۶
پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ب.ظ

دور از دل و دور از تو



پیدایم و پنهانم
در جمعم و بی خویشم
مشتاقم و مهجورم
دور از دل و دور از تو

ابراهیم دیالم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۶ ، ۲۳:۵۷
شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۸ ق.ظ

شعری پر مضمون که مداحی مطیعی شد


تقدیم به عزیزانی که گاهی دلشان می لرزد و نا امید می شوند ... 


بخوان تو آیه والشمس وضحی­ها [۱]را

سپس نگر تو قمر را، اذا تلاها [۲]را


به مهر شب همه شب خیره می­ شود به رخش

و إن­ یکاد[۳] به لب بوسه می­ دهد به رخش


تمام غصه و آهیم یا رسول الله

به انتظار نگاهیم یا رسول الله

 

به آه و درد دل ما مگر تو گوش کنی

حکایت غم و شکوا مگر تو گوش کنی

 

اگرچه گاه چو ابر بهارمی­ باریم

هنوز بغض فروخورده در گلو داریم

 

بیا و بنگر در ماه پرسعادت خویش

به سوز آه غریبان به حال امت خویش

 

چه زخم­ ها که نشسته به جان امت تو

چه فتنه ها شده برپا میان امت تو

 

اسیر خیل برادرکُشان بی­دردیم

دچار کینه­ ی کودک­ کُشان نامردیم

 

چه قلب­ ها که پر از آتش حمیّت شد

حجاز باز گرفتار جاهلیت شد[۴]

 

شده است کعبه گرفتار خیل نا اهلان

اسیر مانده حرم در کف ابوجهلان

 

همین قبیله که سرگرم تاج و تاراجند

بجای ایمان محو سقایة الحاجند[۵]

 

نمازشان نبُوَد جز نماز شمر و یزید

طوافشان نبُوَد جز به گِرد کاخ سفید

 

نهاده عزت اسلام و سخت پست شدند

ز ترس و ذلتشان کدخدا پرست شدند

 

ز ما مگیر خدایا شکوه عزت را

امانت شهدا را، غرور و غیرت را

 

حسینی است، ابالفضلی است غیرت ما

به خواب نیز نبیند یزید ذلت ما

 

مقدّر است که در این جهاد پیروزیم

قسم به خون رضایی­ نژاد پیروزیم

 

قسم به تک تک آلاله­ های این گلشن

علی محمدی و شهریاری و روشن

 

به تشنه­ کامی عباس­ هایمان سوگند

به دست بسته­ ی غواص­ هایمان سوگند[۶]

 

در این مجاهده کوتاه آمدن هرگز

و با یزید زمان راه آمدن هرگز

 

بگو به هرکه در این معرکه کم آورده است

بگو که بیرق خود را نمی­ نهیم از دست

 

اگر خدای نکرده هوای آن دارید

که باز بهر ولی جام زهر پیش­ آرید

 

فقط نه جام شما را به قهر می­ شکنیم

که دست ساقی هر جام زهر می­ شکنیم

 

شکوه عزت این خاک تا به افلاک است

حریم آیه نفی­ سبیل[۷] این خاک است

 


[۱] وَ اَلشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا  ﴿الشمس‏، ۱﴾ به خورشید و گسترش نور آن سوگند

[۲] وَ اَلْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا  ﴿الشمس‏، ۲﴾ و به ماه هنگامی که بعد از آن درآید،

[۳] وَ إِنْ یَکٰادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا اَلذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  ﴿القلم‏، ۵۱﴾ نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند: «او دیوانه است!»

[۴] إِذْ جَعَلَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ اَلْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ اَلْجٰاهِلِیَّةِ  ﴿الفتح‏، ۲۶﴾ (به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند؛

[۵] أَ جَعَلْتُمْ سِقٰایَةَ اَلْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ جٰاهَدَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ لاٰ یَسْتَوُونَ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ  ﴿التوبة، ۱۹﴾ آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند!

[۶]  اشاره به جنایت زنده به گور کردن غواصان رزمنده ایرانی توسط ایادی رژیم بعث عراق

[۷] وَ لَنْ یَجْعَلَ اَللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً  ﴿النساء، ۱۴۱﴾ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۸
چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ب.ظ

شب خرداد (سهراب سپهری)

.

.

شب خرداد
به آرامی یک مرثیه
از روی سر ثانیه ها می گذرد 
.
بوی هجرت می آید
بالش من پر آواز پر چلچله هاست‌
.
صبح خواهد شد 
و به این کاسه آب 
آسمان هجرت خواهد کرد
.
باید امشب بروم‌
باید امشب چمدانی را 
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم 
و به سمتی بروم
.
.
.
بیست و یکمین شعر از دفتر
«حجم سبز»
سهراب سپهری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۴
چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ب.ظ

شعری از مصطفی ملکیان



فیلم شعر خواندن مصطفی ملکیان

من دلم سخت گرفته ست ... همین!
"ابرهای همه عالم ، در دلم می گریند!"
کاش می شد که مرا گریه ای بگذارند
همچو باران بهاری...
تا که پاکم سازد
وآنگه‌ام دفن کنند
چون در آن گریه
همه جان من از چشمه‌ی چشم
به زمین خواهد ریخت
وآنگه‌ام دفن کنند ، در گِلابی که در آن‌ام
تا بیاسایم و با خود گویم:
به زمین نآمده بودم هرگز!

(به نظر می رسد در منزل خصوصی شان ضبط شده است.)

#Mostafa_Malekian #پروژه_عقلانیت_و_معنویت #Rationality_and_Spirituality_Project #حدیث_آرزومندی #راهی_به_رهایی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۰