ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

۷ مطلب با موضوع «شتّی (دیگر) :: تیغ و طلا و تسبیح (نقد)» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۴
سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ق.ظ

طالقانی ؛ "پدر طالقانی" و "ابوذر زمان"


آیت الله سید محمود علایی طالقانی هیچ گاه  ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﻠﺲ شورای اسلامی ﻧﻤﯽ ﻧﺸﺴﺖ . او ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻟﯽﻫﺎﯼ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﺴﺖ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ.



«او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود، زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر برّنده بود و کوبنده.» (صحیفه نور، ج۹، ص۴۸۶)



«[در ارتحال مرحوم طالقانی] چه می‌گفتند مردم؟ چه شعار می‌دادند؟ «ای نایب پیغمبر ما! جای تو خالی». این نفس مردم بود، به عنوان نایب پیغمبر این را می‌شناختند. لکن نایب پیغمبر، هم در جهات معنوی و هم در مقاومت، در مخالفت با دستگاه ظلم، نیابت، هم در مقابله با ظلم، مخالفت با جباران، مقاومت در مقابل ستمکاران و هم در روحیات، معنویات، اما انگیزه، «ای نایب پیغمبر ما» بود. شما دیدید که آن بیل و کلنگی که قبر ایشان را کنده بودند و با او خاک را بیرون آورده بودند، مردم آن بیل و کلنگ را چه می‌کردند: عشق‌بازی می‌کردند، می‌بوسیدند، حمله می‌کردند بعضی به بعض و این بیل و کلنگ را می‌بوسیدند، چرا می‌بوسیدند؟ بیل و کلنگ که بوسیدنی نیست، برای اینکه آقای طالقانی یک مرد دموکراتی بود بیل و کلنگش را می‌بوسیدند؟ به همان انگیزه‌ای که ضریح ائمه اطهار و بزرگان ما را می‌بوسند، همان انگیزه مردم را وادار کرد که بیل و کلنگش را ببوسند، برای روشنفکری‌اش نبود، برای این بود که این را «نایب پیغمبر» خودشان می‌دانستند.» (صحیفه امام، جلد ۹، ص ۵۳۴)



آیت‌الله طالقانی خطاب به هیات کوبایی گفت:

«در واقع هر انقلاب علیه ظلم، علیه استبداد، علیه استثمار در هر جای دنیا که باشد از نظر ما یک انقلاب اسلامی است چرا که روح اسلام و تعالیم اسلام در جهت رفع ظلم از همه ابنای بشر، همه انسان‌ها، مظلومین و مستضعفین است ... ما در نفی استثمار، استعمار و دفاع از آزادی با مارکسیست‌ها عقاید مشترکی داریم آنچه ما قبول نداریم اصالت ماده است، ما به اصالت خدا معتقدیم، به اصالت یک منشأ باشعور و آفریننده».

به دنبال همین بحث‌ها یکی از اعضای هیات خطاب به آیت‌الله طالقانی گفت اگر اسلام این است که می‌گویید پس زنده باد اسلام. («از آزادی تا شهادت»، انتشارات ابوذر و شرکت سهامی انتشار، 263 و 265)


#ابوذر_زمان #پدر_طالقانی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۷

اشعار چهارگانه ، که قبل از اقامه نماز عید فطر در مصلای تهران

توسط دکتر میثم مطیعی خوانده شدند:


ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم / پی اقدام تو هستند هنوز این مردم

چند روزی تو مقامی به امانت داری / منصبت را نکند طعمه خود پنداری*

راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل / قصه آهن تفتیده و دستان عقیل

حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست / آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست

پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست / پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

میلاد عرفان‌پور


* بخشی از نامه پنجم نهج البلاغه (که حضرت علی علیه السلام به اشعث بن قیس عامل آذربایجان‏ نوشت): وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَة... حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بر عهده‏ات...



نه آنیم که آموخته غرب شویم / پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم

سیلی از کوخ نشین، کاخ نشین خواهد خورد / و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد

"بیست سی" چیست که تعلیم جهان، از دل ماست / هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست

اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست / قرص خواب است ولی چاره ما بیداری ست

تا ابد تربیت از مهر ولی می‌گیریم / مشق از غیرت ابروی علی می‌گیریم

ما بر آنیم که در مکتب او دیده شویم / با علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویم

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما / وحشت از حربه تحریم مبادا با ما

باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت / جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت

ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا / تکیه بر عهد عمو سام خطا بود خطا

عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست / بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست

هر چه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد / "بُرد بُرد" این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد

گفته بودند که دشمن به تجارت آمد / پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد

خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است / به خود آییم نجات همه در این خانه است

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار / سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

راه ما راه حسین است و به خون روشن شد / تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد

نه به دل راه بده واهمه از اخم عدو / نه دلت غنج رود باز به لبخندی از او

دل به لبخندش اگر باخته ای، باخته ای! / گر ز اخمش سپر انداخته ای باخته ای!

غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیز / مژده "لا تهنوا "(1) میرسد از جا برخیز

تا بدانند که هان لشکر احمد ماییم / رزمجویان و دلیران محمد ماییم

ذوالفقار علوی بود برون شد ز نیام / مرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلام

ناز شست تو دلاور حسن تهرانی / زنده ای تا به ابد، فاتح این میدانی

هست مدیون تو امنیتمان تا به ابد / هست ممنون تو ایران و جهان تا به ابد

اینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیری / ذوالفقار است که از غرش آن می‌میری

وقت آن است سر جای خودت بنشینی / با دم شیر مکن بازی، بد میبینی!

نوش جان همه‌تان سیلی شش موشک ما / که صدایش برسد تا به ریاض و حیفا

(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا !)

این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد / صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کرد

ای ابوجهل که در کشتن خود استادی / خر دجالی و افسار به صهیون دادی

ای سیه روی که از نفت سعود آمده ای / بچه ابلیس که از ناف یهود آمده ای

دشمن از ابلهی‌اش در طمع خام افتاد / تشت رسوایی‌اش اما ز سر بام افتاد

جاهلیت چه سعودی و چه غربی یکجا / گرم رقصند، عجب منظره ای باب هَجا

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست / سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست

آری آرامش ما مرد خطر می‌طلبد / صبح پیروزی ما خون جگر می‌طلبد

«می وزد از همه جا بوی گل یاس شهید / از کجا آمده اند این همه عباس شهید

ذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتاد / علم از دست علمدار نخواهد افتاد»(2)

در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییم / همچو عباس، علمدار ولایت ماییم

این زره پشت ندارد منگر برگردیم / تیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیم

قدس ای قبله آغاز که پایان با توست / مهر باطل شدن فتنه شیطان با توست

تو کلید همه گمشدگی‌ها هستی / قدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستی

منشینید به غم شام بلا می‌گذرد /  راه ما از سفر کرببلا می‌گذرد

رضا وحید‌زاده


1-  آل‏عمران : 1399: وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین. و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

2- مطلع غزل از مهدی جهاندار.



کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است / عرق کارگران آبروی این خاک است

به عمل کار برآید به سخندانی نیست / پینه دست کم از پینه پیشانی نیست

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد / عرق شرم مبادا که به رویش باشد

آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد /  پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

محمد مهدی سیار



ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است / هله ای ماه! خدای من و تو الله است(1)

روز عید است و قنوت است و دعای من و تو / اهل جود و جبروت است خدای من و تو

کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری / عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری

و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد / و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد

بسته شد پنجره عرشی راز رمضان / الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان

الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا / شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را

بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش / لیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»

دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی / «بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»

دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی / «بحسین بن علیٍ بحسین بن علی»

سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان! / ای که از همدمی ات نرم شد این دل، رمضان(2)

الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی / در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی

تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم / تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم

یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز / عیدی ام را بده و در گذر از آن امروز

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما / نور این طاعت سی روزه بماند با ما

دل ببندیم به شیرینی امساک ای کاش / روزی ما نشود لقمه ناپاک ای کاش

ای خوشا روزه هر روزه چشم و دل و کام / ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام

نگذاریم که آید به سر سفره ما / لقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"

پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم /  ما که پرورده نان و نمک مولاییم

علی‌محمد مودب


1- دعای رویت هلال ماه: رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا وَ ارْزُقْنَا خَیْرَهُ وَ عَوْنَهُ وَ اصْرِفْ عَنَّا ضُرَّهُ وَ شَرَّهُ وَ بَلاءَهُ وَ فِتْنَتَهُ.

2- فرازی از دعای 455 صحیفه سجادیه (وداع با ماه رمضان): اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ. خداحافظ اى همسایه‏ اى که در کنارت قلب‌هایمان رقّت داشت.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۹
شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۸ ق.ظ

شعری پر مضمون که مداحی مطیعی شد


تقدیم به عزیزانی که گاهی دلشان می لرزد و نا امید می شوند ... 


بخوان تو آیه والشمس وضحی­ها [۱]را

سپس نگر تو قمر را، اذا تلاها [۲]را


به مهر شب همه شب خیره می­ شود به رخش

و إن­ یکاد[۳] به لب بوسه می­ دهد به رخش


تمام غصه و آهیم یا رسول الله

به انتظار نگاهیم یا رسول الله

 

به آه و درد دل ما مگر تو گوش کنی

حکایت غم و شکوا مگر تو گوش کنی

 

اگرچه گاه چو ابر بهارمی­ باریم

هنوز بغض فروخورده در گلو داریم

 

بیا و بنگر در ماه پرسعادت خویش

به سوز آه غریبان به حال امت خویش

 

چه زخم­ ها که نشسته به جان امت تو

چه فتنه ها شده برپا میان امت تو

 

اسیر خیل برادرکُشان بی­دردیم

دچار کینه­ ی کودک­ کُشان نامردیم

 

چه قلب­ ها که پر از آتش حمیّت شد

حجاز باز گرفتار جاهلیت شد[۴]

 

شده است کعبه گرفتار خیل نا اهلان

اسیر مانده حرم در کف ابوجهلان

 

همین قبیله که سرگرم تاج و تاراجند

بجای ایمان محو سقایة الحاجند[۵]

 

نمازشان نبُوَد جز نماز شمر و یزید

طوافشان نبُوَد جز به گِرد کاخ سفید

 

نهاده عزت اسلام و سخت پست شدند

ز ترس و ذلتشان کدخدا پرست شدند

 

ز ما مگیر خدایا شکوه عزت را

امانت شهدا را، غرور و غیرت را

 

حسینی است، ابالفضلی است غیرت ما

به خواب نیز نبیند یزید ذلت ما

 

مقدّر است که در این جهاد پیروزیم

قسم به خون رضایی­ نژاد پیروزیم

 

قسم به تک تک آلاله­ های این گلشن

علی محمدی و شهریاری و روشن

 

به تشنه­ کامی عباس­ هایمان سوگند

به دست بسته­ ی غواص­ هایمان سوگند[۶]

 

در این مجاهده کوتاه آمدن هرگز

و با یزید زمان راه آمدن هرگز

 

بگو به هرکه در این معرکه کم آورده است

بگو که بیرق خود را نمی­ نهیم از دست

 

اگر خدای نکرده هوای آن دارید

که باز بهر ولی جام زهر پیش­ آرید

 

فقط نه جام شما را به قهر می­ شکنیم

که دست ساقی هر جام زهر می­ شکنیم

 

شکوه عزت این خاک تا به افلاک است

حریم آیه نفی­ سبیل[۷] این خاک است

 


[۱] وَ اَلشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا  ﴿الشمس‏، ۱﴾ به خورشید و گسترش نور آن سوگند

[۲] وَ اَلْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا  ﴿الشمس‏، ۲﴾ و به ماه هنگامی که بعد از آن درآید،

[۳] وَ إِنْ یَکٰادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا اَلذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  ﴿القلم‏، ۵۱﴾ نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند: «او دیوانه است!»

[۴] إِذْ جَعَلَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ اَلْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ اَلْجٰاهِلِیَّةِ  ﴿الفتح‏، ۲۶﴾ (به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند؛

[۵] أَ جَعَلْتُمْ سِقٰایَةَ اَلْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ جٰاهَدَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ لاٰ یَسْتَوُونَ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ  ﴿التوبة، ۱۹﴾ آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند!

[۶]  اشاره به جنایت زنده به گور کردن غواصان رزمنده ایرانی توسط ایادی رژیم بعث عراق

[۷] وَ لَنْ یَجْعَلَ اَللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً  ﴿النساء، ۱۴۱﴾ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۸
شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۵ ب.ظ

ایمان تان سقوط نکند !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۲۵
پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۴۴ ب.ظ

رئیسی یا روحانی ؟


.
- شخصی از #امام_صادق علیه السلام پرسید :
- بین دو #حاکم در تردیدم چه کنم ؟
#عادل ، #صادق ، #فقیه و با تقواترین را  انتخاب کن !
- اگر به تشخیص نرسیدم ؟
- ببین افراد متدین به کدامیک متمایل اند .
- اگر نفهمیدم ؟
- بنگر به مخالفان #آئین ما ، کدام یک را بیشتر  می پسندند ، او را کنار بگذار و کدام بیشتر خشمگینشان می کند، او را برگزین .
.
#اصول_کافی ، ج۱ ، ص۸۶ .
.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۴۴

با توجه به اینکه خبرگزاری فارس پس از چند لحظه خبر را از روی سایت پاک کرد، دو لینک متفاوت این فیلم را قرار می دهم:

لینک 1، لینک 2

 

در مراسم افتتاح ستادهای انتخاباتی حسن روحانی دیروز 06/02/95 مجری احمق جاهل سفیه الرای برنامه طی سخنانی موهن و بی شرمانه که نشانگر عمق حماقت و سفاهت او بود، به ساحت مقدس امام رضا (ع) از یمین و یسار نصیب و نثار کرده و باز هم برای هزار و یکمین بار نشان داد که چرا استکبار غربی-عبری-عربی هم زمان از اعوان و انصارشان یعنی همان افسادات در ایران و داعش در جهان اسلام بنا به حقِ ناحق بودن و قاعده ی تطمیع و تحمیق و تحمیر حمایت می کند که اشاره به این همانی آشکاری دارد. در پایان هم قسمتی از سخنانی که در کارنامه ی سیاه سراسر ننگ  تئوریسین های افسادات ثبت است را برای آنان که حافظه ی تاریخی خود را ترجیح می دهند از دست داده باشند تکرار می کنم، شاید اقناع و اشباع شوند، اگر چه وقتی در نهایت بحث با کسی به این نتیجه می رسانندت که دایره پنج ضلعی است لا جرم اشکال یا از نطفه است یا از لقمه.

 

مجری برنامه با قرائت متنی با عنوان "نامه ای به امام رضا" در قسمتی از مطلب خود گفت: آری امام رضا جان بگذار همین اول نامه گلگی خود را از شما امام عزیز داشته باشم،مرد حسابی مگر شما فقط امام هشتم اصولگریان هستی؟ پس ما اصلاح طلبان چی! نکند فکر میکنی ما با همدستی مامون عباسی به شما انگور مسموم داده ایم. پس ما امام هشتم نداشته باشیم مگر ما آموزش نظام قدیم هستیم که از پایه پنجم ابتدایی بپریم سرکلاس هفتم! یعنی شما میگویید بعد از امام هفتم یکسره برویم دامن امام نهم شویم یا نه میخواهی ما را به امام هفتم موسی کاظم حواله دهی که همش سهمش زندان بود. آقا رضا جان! از خوان گسترده شما فقط چند کیلو سیب زمینی آن هم بدست استان همجوارمان خوزستان رسید و ما ایلامی های محروم همان هم دشت نکردیم. پول گوشت که نداریم، آهو هم شما خیرتان دهد ضامن شدی و نمی گذاری از گوشتش بهره ببریم. سیب زمینی هم شما برایمان نفرستادی ،با نخود خالی که نمی شود آبگوشت درست کرد قربان. آن وقت ملت گیر می دهند به فرقه اسماعیلیه که چرا هفت امامی اند.خوب همین کارها را می کنید آقا جانم، نکنید. اصلا آقا جان همان سیب زمینی را نفرستید ما با همان آب نخود سر می کنیم اتفاقا گلو را صاف می کند و صدای ملت هم غراتر می کند.

 

محمد خاتمی (در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران): اگر دین هم در برابر آزادی قرار بگیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی!

محمد خاتمی (جلسه شاخه زنان جبهه مشارکت): قرآن دارای یک فرهنگ قبیله ای است و دکتر سروش و مجتهد شبستری درست می گویند که قرآن امروز قابل انتقاد است.


عبدالکریم سروش (ماهنامه کیان بهمن ۷۷): اسلام نه احکام سیاسی ، نه احکام اقتصادی و نه احکام حقوقی اش قابل استناد نیست و رسما باید آن را بگذاریم. فرهنگ شهادت ، خشونت آفرین است اگر کشته شدن آسان شد ، کشتن هم آسان می شود. ولایت ، منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می یابد او خاتمه نبوت و خاتم ولایت بود ، ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است .


عبدالکریم سروش (روزنامه صبح امروز، ۹/۳/۷۸): حقیقت دین همان تجربه فردی دینی است که در مورد پیامبران «تلقی وحی» نام گرفته و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی ندارد، هر کسی همان قدر دیندار است که به این تجربه فردی رسیده باشد.


عبدالکریم سروش (ماهنامه کیان، مهر و آذر ۷۸): کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.


عبدالکریم سروش (روزنامه صبح امروز، ۱۶/۶/۷۸): در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است؛ متأسفانه فقهای ما اطلاعات برون دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند.


عبدالکریم سروش (زنان، ش۵۹، دی ماه ۷۸): به نظر من گفتار فاطمه که بهترین زنان کسانی­اند که «لایرین احداً و لایراهنّ» (و) رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل فرد نابینا نمی­تواند الگوی رفتاری زنان ما باشد.


سعید حجاریان (خرداد ۷۸): صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.

غلامرضا سالار بهزادی (روزنامه صبح امروز ، ۲۳ / ۸ / ۷۸): تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.


بهزاد نبوی (نایب رییس مجلس ششم): تمام کسانی که با حمله امریکابه هر نقطه جهان مخالفند ، در صورت رخداد آن از هر کاری عاجزند . در اقع هیچ عقل سلیمی حکم نمی کند که در یک کشور جهان سوی حتی اگر همه ملت پشتیبان حکومتش باشد و آن ملت مسلح هم باشد ، با آمریکا بجنگد . این سخنان که می گویم ، شاید جبهه بگیرند که فلانی از امریکا می ترسد ، بله از امریکای تا بن دندان مسلح می ترسم . کیست که از امریکای تا بن دندان مسلح در عراق که خودش را چنین نشان داد ، نترسد؟


بهزاد نبوی (جمهوری اسلامی، ۱۳/۲/۷۹): خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم­الله شروع کرده باشم.


ابراهیم یزدی (هفته نامه پیام هاجر، فروردین ۷۷):  جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای توده­ها قائل نیست.


کدیور (دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۷۹ طی سلسله مباحثی تحت عنوان پژوهش های قرآنی ایراد کرد) : یک زمانی مردم می گفتند چون عیسی ( ع ) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت . امروز خدا در جامعه هیچ کاره است همه کاره مردند.


رجبعلی مزروعی (حریم، ۲۳/۱۱/۷۸): حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.


علیرضا علوی تبار (یالثارات، ۴/۳/۷۹): جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می­خواهد مدرن و صنعتی شود. اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می­توانیم به این وضعیت چیره شویم.


ابراهیم اصغر زاده (کیهان ،  ۶ / ۲ / ۷۷): حتی علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد.


هاشم آغاجری (بن‌بار گزارشگر روزنامه واشنگتن پست ۱۴/۵/۷۹): وقت آن رسیده نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود.


هاشم آغاجری (مجتمع فرهنگسرانی کوثر ۱۰/۲/۸۱): «… نوینسدگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع است. سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟


عماد الدین باقی (جمهوری اسلام ، ۱۳ / ۲ / ۷۹): معتقدم اعدام و قصاص جزء ضروریات دین نیست.


عطاءالله مهاجرانی (آریا ، ۱۶ / ۱ / ۷۹): نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.


ابراهیم اصغر زاده (آفتاب امروز ، ۲ / ۶ / ۷۸): اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد ، حتی علیه خدا…


محمد کاظم محمدی اصفهانی (روزنامه ایران  ۲۴ / ۴ / ۷۹): مردم حق دارند همه مسئولین را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئوول ، پیامبر و امام معصوم باشد ، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.

.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۵:۵۹