ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

ابراهیم دیالم

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

۱ مطلب با موضوع «از سید جمال (اسدآبادی)» ثبت شده است

آخِر امروز با خود گفتم که : بگویم "زخیالی که می پزد دل من"[1] . سال روز[2] بزرگ داشت آن کسی ست که در ایام شباب و دوران جوانی چنان که افتد و دانی[3] در نجف جرعه نوش آن جوی و ریزه خوار آن خوان[4] الهی شد . در ترک تاز زمانه ی گسست جامعه ای که آرمانش عارمانش[5] شده استحمار و استعمار و استثمار و استکبار[6] را در کشاکش تصویر پر حادثه زندگی جدید و ناپیموده اش به چالش کشید . عاملیت و فاعلیت را ترجیع بند غزل های زندگانی کرد . تکون و تکامل را آمیخته و آموخته ، آنگاه ایمانی و ایرانی زیست .  در تحقیق و تتبع بدیع و خالی از بدعت اندیشید . عمل غیر صالح[7] و قول ناصواب قشریون مکرر گوی متعصب متصلب را به سنجه ی دلایل مثبته و محکمات متقن سنجید . نوش ادب بی اضطراب کلمات  که در آن نیشی ست برای مخالف کم تاب نوشید[8] . سالیانی در تبعید ماند . حال آنکه چگونه خواهد بود تبعید کسی که جهان وطنی[9] برگزیده ؟ غربت نفی بلد و تبعید ، سرنوشت محتوم کسی ست که خواهان است قربت را . از تیغ تیز قهر و غضب در کف زنگیان مست[10] نهراسیده آخر الامر نیز گردن به تیغ مبارک شاه مسلمان[11] ظل الله[12] تقدیم و پیشانی و ناصیه به خون شهادت شهیدان درخشان داشت .

 

روز روز سید جمال است[13] و راقم این سطور بر آن است که قرن قرن اوست . قرن قرن اسلام است[14] . این مجال را مناسب یافتم که رویّه یِ جاریه یِ جامعه را که دم افزون در حال دوری از خویشتنِ خویش است و تقلید بی پروای غرب می خواهد و می کاود ، به تیغ نقد بکشم و" گره از کار فرو بسته ی ما "[15] به دندان[16] حکمت و تاریخ بگشایم . جبران خطای تاریخی در ذهن[17] و مطالعه ی آن موجب آماده سازی خویش است بر آینده[18] . این دیگری را که طوطی تقلید اوئیم ، بشناسیم و علت مغلوب شدنمان را بدانیم . چون مُقَلِّدِ مغلوب تقلید را هم بی قدر می کند . حال آنکه آن نار است و این نور . من بر آنم که با متنی جالب و جاذب و با قلمی صائب و صادق می توان آرمان و اسوه را تصویر کرد و امت را در مسیر سلوک راه برد و بر مسند عالی و لقد کرمنا[19] یِ آدمیت بنشانیم . لذا چند صباحی ست که قصد آن دارم[20] کتابی درخور در شرح ماجرای پرحادثه ی زندگانی سیدجمال اسدآبادی با تکیه بر تاریخ و حکمت زندگانی ایشان بنویسم . اما ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند[21] از آنکه می دانم که سخنانم طعم تلخ دهان بداندیشان را می گیرند . بر آنم که "اعتقاد هم مثل عشق ، درد سرها دارد"[22] . من نه نخبه ام نه خود نخبه بین ؛ لکن طاقت جهل ندارم و تجاهل را به طریق اولی که أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَکْتُمُونَهُ[23] . شاید که جنس عشق و اعتقاد یکی ست و ما نمی دانیم . اگر چه خود را از نقد و نظر حتی طعن و طنز و تحقیر هم مستغنی نمی دانم ؛ زیرا ماهی مرده هم در جهت آب شناور می ماند . من بر آنم که خویشتن اجتماع ما هر آنچه باشد از ما بر آمده و بر ما باز خواهد گشت که کُلُّ شَیْءٍ یَرْجِعُ إلَی أصْلِه[24] . در این راه بیش از همه ، زمینه ها ، علل و دلایلِ انفعالِ خودِ خویشتنِ اجتماعی مان را در انحطاط و افول تمدن اسلام و ایران جست و جو و گفت و گو خواهم کرد .

 

إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ

وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ

عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ

ابراهیم دیالم

18/12/95


توضیحات :

[1] دیوانِ حضرتِ حافظِ جان

[2] به همین املا

[3] گلستانِ شیخ اجل سعدی

[4] اشاره به شعر دکتر حسین خطیبی

[5] عار /'ār/ عیب؛ ننگ. فرهنگ فارسی عمید

[6] بر این چهار ترتیبی معنا دار وجود دارد .

[7] اشاره به سوره ی مبارکه ی هود/46 . برخی را می توان به عمل شان تقلیل داد .

[8] از نویسنده ای دیگر که نامش را به خاطر ندارم .

[9] افراض و انقیاد انسان به سرزمین ها ارمغانه ی عالم مدرن است . در آینده به شرط حیات در این باره خواهم نوشت .

[10] مثنویِ معنویِ مولویِ بلخی

[11] که خدا نصیب هیچ کافری نکند !

[12] از وعّاظ السلاطین مکرر گوی ، مکرر گفته ام .

[13] روز 18اسفند ، روز بزرگ داشت سیدجمال الدین اسدآبادی

[14] بیانات امام خامنه‌ای روحی فداه در دیدار جوانان انقلابی منطقه به تاریخ 10/11/90

[15] دیوانِ حضرتِ حافظِ جان

[16] به دندان ؛ چون کار از دست شده !

[17] شرط اول قدم آن است که خطای خود را بپذیریم .

[18] مقصود ورزش ذهنی نیست .

[19] اشاره به سوره ی مبارکه ی اسرا/70

[20] به توصیه ی یکی از دوستانم .

[21] مرحوم مهدی اخوان ثالث ، قاصدک

[22] از مرحوم نادر ابراهیمی

[23] اشاره به سوره ی مبارکه ی آل عمران/187

[24] از امام باقر علیه السلام : کُلُّ شَیْءٍ یَرْجِعُ إلَی أصْلِهِ و جَوهَرِهِ . الوافی ، ج4 ، ص49 .